استیون کراشن (Stephen Krashen) زبانشناس و پژوهشگر آمریکایی است که بهخاطر نظریههایش درباره یادگیری زبان دوم معروف شده است. او معتقد است زبان زمانی بهتر آموخته میشود که زبانآموز ورودی قابل فهم دریافت کند، نه با حفظ قواعد و تمرینهای خشک. کراشن همچنین میگوید استرس، ترس و فشار میتوانند یادگیری زبان را کند کنند و هرچه محیط یادگیری آرامتر و طبیعیتر باشد، نتیجه بهتر خواهد بود. ایدههای او تأثیر زیادی بر روشهای مدرن آموزش زبان گذاشته و باعث شده تمرکز کلاسها بیشتر روی فهمیدن و ارتباط برقرار کردن باشد تا فقط گرامر.
فرضیه اکتساب و یادگیری
فرضیه اکتساب و یادگیری یکی از فرضیههای مهم در حوزه فراگیری زبان دوم (SLA) است. کراشن در فرضیه اکتساب و یادگیری (Acquisition-Learning Hypothesis) میگوید زبان را به دو شکل متفاوت یاد میگیریم: اکتساب و یادگیری. اکتساب بهصورت ناخودآگاه و طبیعی اتفاق میافتد، مثل وقتی که کودک زبان مادریاش را یاد میگیرد یا وقتی زبانآموز بدون فکر کردن به قواعد، معنی را میفهمد. یادگیری اما آگاهانه است؛ یعنی حفظ قواعد گرامری و دانستن قانونها. از نظر کراشن، اکتساب مهمتر و مؤثرتر از یادگیری است.
فرضیه ترتیب طبیعی
نظریه ترتیب طبیعی کراشن (Natural Order) بهطور خلاصه میگوید ساختارهای زبانی بهصورت یک ترتیب طبیعی یاد گرفته میشوند، نه به ترتیبی که معلم یا کتاب تعیین میکند. یعنی بعضی قواعد همیشه زودتر و بعضی دیرتر یاد گرفته میشوند، حتی اگر معلم برعکس آن را آموزش دهد. بنابراین، معلم نمیتواند یادگیری واقعی را کاملاً کنترل کند.
بیشتر درباره فرضیه ترتیب طبیعی
فرضیه مانیتور
فرضیه مانیتور یا پایش کراشن (Monitor Hypothesis) میگوید دانشی که از «یادگیری آگاهانه» بهدست میآید، فقط نقش یک بازبین یا اصلاحکننده را دارد. یعنی زبانآموز ممکن است قبل از صحبت کردن یا نوشتن، قواعد را در ذهنش چک کند، اما این دانش زبان را تولید نمیکند. استفاده بیش از حد از این مکانیزم میتواند باعث کندی، اضطراب و ترس از اشتباه شود.
فرضیه ورودی قابل فهم
این معروفترین نظریه کراشن است. او در نظریه ورودی قابل فهم (Comprehensive Input) میگوید زبان زمانی یاد گرفته میشود که زبانآموز ورودیای کمی بالاتر از سطح فعلی خود دریافت کند (i+1). یعنی مطلب باید قابل فهم باشد، اما کمی چالشبرانگیز. از نظر او، اگر ورودی خوب فراهم شود، یادگیری بهطور طبیعی اتفاق میافتد، حتی بدون توضیح مستقیم گرامر.
فرضیه فیلتر عاطفی
این فرضیه میگوید احساسات زبانآموز نقش مهمی در یادگیری دارند. استرس، ترس، اضطراب و بیاعتمادیبهنفس مثل یک فیلتر جلوی یادگیری را میگیرند. طبق نظریه فیلتر عاطفی (Affective Filter) هرچه فیلتر عاطفی بالاتر باشد، یادگیری کمتر میشود. بنابراین محیط کلاس باید آرام، امن و بدون فشار باشد تا زبانآموز بتواند بهتر یاد بگیرد.
زندگی و تحصیلات کراشن
کراشن ۱۴ مه ۱۹۴۱ در ایلینوی آمریکا به دنیا آمد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در ایالات متحده آمریکا گذراند و در رشته زبانشناسی تحصیل کرد. او مدرک دکتری خود را در حوزه زبانشناسی دریافت کرد و سالها بهعنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر در زمینه یادگیری زبان دوم فعالیت داشت. کراشن بیشتر دوران حرفهای خود را در دانشگاههای آمریکا، از جمله دانشگاه USC (دانشگاه کالیفرنیای جنوبی) به تدریس و تحقیق گذراند. زندگی علمی او عمدتاً بر پژوهش، نوشتن و توسعه نظریههای مربوط به یادگیری طبیعی زبان متمرکز بود و کمتر درگیر ارائه روشهای تدریس گامبهگام شد، اما تأثیر عمیقی بر جهتگیری کلی آموزش زبان در جهان گذاشت.