فرضیه ترتیب طبیعی توسط استیون کراشن در چارچوب نظریههای یادگیری زبان دوم معرفی شد. او این فرضیه را بر اساس پژوهشهای مختلف درباره اکتساب زبان اول و دوم مطرح کرد و نشان داد یادگیری زبان بیشتر از آنکه تابع برنامه درسی باشد، تابع روندهای طبیعی ذهن انسان است.
ترتیب طبیعی چیست؟
فرضیه ترتیب طبیعی (Natural Order Hypothesis) میگوید زبانآموزان، قواعد و ساختارهای زبانی را به یک ترتیب نسبتاً ثابت و طبیعی یاد میگیرند؛ یعنی بعضی ساختارها زودتر و بعضی دیرتر در ذهن جا میافتند، حتی اگر معلم آنها را به ترتیب دیگری تدریس کند. به بیان ساده، یادگیری زبان مسیر از پیشتعیینشدهای در ذهن دارد.
ترتیب آیتمهای زبانی
طبق این فرضیه، ترتیب یادگیری قواعد زبانی تصادفی یا کاملاً وابسته به آموزش نیست. مثلاً ممکن است زبانآموزان یک زمان فعلی یا جمع بستن را زودتر از زمان گذشته یاد بگیرند، حتی اگر در کلاس برعکس آن تدریس شود. این الگو در میان زبانآموزان مختلف، با سنها و زبانهای مادری متفاوت، شباهتهای زیادی دارد.
آموزش مستقیم یا طبیعی؟
این نظریه تأکید میکند که آموزش مستقیم نمیتواند ترتیب درونی یادگیری را تغییر دهد؛ فقط میتواند فرایند را تسهیل کند. بنابراین اگر زبانآموز هنوز از نظر ذهنی آماده یادگیری یک ساختار نباشد، توضیح و تمرین زیاد هم الزاماً باعث یادگیری واقعی آن نمیشود. به همین دلیل، اشتباه کردن در مراحل مختلف یادگیری کاملاً طبیعی است.