واژه‌شناسی

آرش صوفیوند

زبان فقط کلمه تولید نمی‌کند؛ ما در استفاده از کلمات، شروع می‌کنیم به چسباندن تکه‌های مختلف به کلمات تا معانی بیشتری را منتقل کنیم. مثلاً یک کلمه را از مفرد به جمع تبدیل می‌کنیم و یا با اضافه کردن پیشوند به فعل، معنی آن را تغییر می‌دهیم. حتی وقتی برای زمان حال ساده در انگلیسی، s سوم شخص به فعل اضافه می‌کینم هم، داریم از قواعد واژه‌شناسی استفاده می‌کنیم.

تغییر شکل کلمه برای زمان‌ها

آن بخش از زمان‌ها در انگلیسی که مربوط به تغییر کلمات (به‌ویژه فعل) می‌شود، زیرشاخه واژه شناسی و ساختارهای صرفی قرار می‌گیرد. اما در کل، زمان‌ها مربوط به ساختار جمله می‌شود. در زبان انگلیسی، سه زمان اصلی برای توصیف وقایع و اتفاقات وجود دارد:

  • زمان حال
  • زمان گذشته
  • زمان آینده

یکی از کاربردهای واژه شناسی یا همان صرف در زبان (Morphology) این است که مثلاً وقتی یک جمله به‌صورت زمان حال ساده است و فاعل آن هم سوم شخص مفرد است، به فعل s اضافه می‌کنیم که به آن s سوم شخص می‌گوییم. توضیحات کامل درباره همه زمان‌ها را در صفحه اختصاصی زمان‌های زبان انگلیسی بخوانید:

زمان‌ها در انگلیسی

صرف فعل

صرف فعل (verb conjunction) یعنی این‌که شکل فعل را عوض می‌کنیم تا نشان بدهیم:

  • چه کسی کار را انجام می‌دهد
  • چه زمانی انجام می‌شود
  • گاهی چند نفر هستند یا چه حالتی دارد (خبری، پرسشی، منفی و…)

به زبان ساده: صرف فعل یعنی فعل را با فاعل و زمان هماهنگ کنیم.

🇮🇷 فارسی

در فارسی، صرف فعل معمولاً با شناسه‌ها و زمان انجام می‌شود.

فعل: رفتن

  • من می‌روم.
  • تو می‌روی.
  • او می‌رود.

تغییرِ آخر فعل نشان می‌دهد فاعل کیست.

🇬🇧 انگلیسی

در انگلیسی، صرف فعل کم‌تر است، ولی برای زمان و سوم‌شخص مفرد تغییر می‌کند.

He goes. (حال ساده، سوم شخص مفرد)
I went home. (گذشته ساده)

🇹🇷 ترکی

در ترکی، صرف فعل خیلی منظم و واضح است و شناسه‌ها کاملاً مشخص‌اند.

فعل: gitmek (رفتن)

Ben gidiyorum. (.من می‌روم)
Sen gidiyorsun. (.تو می‌روی)
O gidiyor. (.او می‌رود)

پسوندها، هم زمان را نشان می‌دهند هم شخص را.

🇫🇷 فرانسوی

در فرانسوی، فعل‌ها تقریباً برای هر شخص شکل جدا دارند.

فعل: aller (رفتن – حال)

Je vais
Tu vas
Il / Elle va

هر فاعل، شکل خاصِ فعل را می‌خواهد.

صرف اسم

صرف اسم (noun inflection) یعنی این‌که شکل اسم را عوض می‌کنیم تا این جزئیات را نشان بدهیم:

  • تعداد (یک یا چندتا)
  • مالکیت (مال چه کسی است)
  • و در بعضی زبان‌ها نقش اسم در جمله (فاعل، مفعول و …)

به زبان ساده: صرف اسم یعنی تغییر شکل اسم برای نشان دادن اطلاعات اضافی درباره آن.

🇮🇷 فارسی

در فارسی، صرف اسم بیشتر با پسوندها و کلمات کمکی انجام می‌شود.

اسم: کتاب

  • کتاب ⟵ کتاب‌ها (جمع)
  • کتابِ من (مالکیت)

در صرف اسم در فارسی، شکل اسم کمی عوض می‌شود، ولی حالت‌های دستوری جداگانه ندارد.

🇬🇧 انگلیسی

در انگلیسی، صرف اسم محدود است، ولی جمع و مالکیت دارد.

Noun: book

book → books (plural)
John’s book (possessive)

در صرف اسم در انگلیسی، تغییرها کم و ساده‌اند.

🇹🇷 ترکی

در ترکی، صرف اسم منظم و گسترده است و با پسوندها انجام می‌شود.

اسم: ev (خانه)

ev → evler (جمع)
evim (خانه‌ام)
evde (در خانه)

در صرف اسم در ترکی، پسوندها تعداد، مالکیت و نقش را نشان می‌دهند.

🇫🇷 فرانسوی

در فرانسوی، صرف اسم بیشتر در جمع و توافق با حرف تعریف دیده می‌شود.

Nom: livre (کتاب)

le livre → les livres (جمع)
le livre de Marie (مالکیت)

در صرف اسم در فرانسوی، بیشتر تغییرها در حرف تعریف دیده می‌شود تا خود اسم.

به‌طور خلاصه: 
صرف اسم یعنی تغییر شکل اسم برای نشان دادن تعداد، مالکیت یا نقش آن.

صفت تفضیلی و برتر

صفت تفضیلی

صفت تفضیلی (comparative adjective) وقتی استفاده می‌شود که دو چیز را با هم مقایسه می‌کنیم و می‌گوییم یکی از دیگری بیشتر یا کمتر است.

This book is bigger than that one.
(.این کتاب از آن یکی بزرگ‌تر است)

She is more careful than her sister.
(.او از خواهرش محتاط‌تر است)

صفت تفضیلی برای مقایسه‌ دو چیز استفاده می‌شود و فرمول آن به‌صورت زیر است:

adjective + er (برای صفت‌ها کوتاه یک‌هجایی)
یا
more + adjective (برای صفت‌های دوهجایی یا بلندتر)

صفت تفضیلی معمولاً با than می‌آید.

صفت برتر

صفت برتر (superlative adjective) وقتی استفاده می‌شود که یک چیز را با همه‌ی بقیه مقایسه می‌کنیم و می‌گوییم بیشترین یا کمترین است.

This is the biggest house in the street.
(.این بزرگ‌ترین خانه‌ی خیابان است)

He is the most talented student in the class.
(.او بااستعدادترین دانش‌آموز کلاس است)

صفت برتر برای مقایسه‌ یک چیز با همه استفاده می‌شود و فرمول آن به‌صورت زیر است:

adjective + est (برای صفت‌های کوتاه یک‌هجایی)
یا
most + adjective (برای صفت‌های دوهجایی یا بلندتر)

استثناها

بعضی از صفت‌های دوهجایی رایج را می‌توان هم با more/most و هم با er/est تبدیل به تفضیلی و برتر کرد.

clever → cleverer / more clever (هر دو درست‌اند)
simple → simpler / more simple

بعضی از صفت‌های دوهجایی که به y- ختم می‌شوند و حرف قبل از y یک حرف صامت (consanant) است، حرف y تبدیل i می‌شود:

y → i + er / est

happy happier happiest
busy busier busiest

در صفت‌های کوتاه با الگوی CVC (صامت + مصوت + صامت)، صامت آخر دو برابر می‌شود

big bigger biggest
hot hotter hottest

در صفت‌هایی که به e- ختم می‌شوند، فقط r / st اضافه می‌شود:

large → larger → largest
nice → nicer → nicest

قانون طلایی: استفاده از هر دو علامت تفضیلی یا برتر، همزمان اشتباه است و باید فقط یکی را انتخاب کنید:

❌ more taller
❌ most fastest

بعضی از صفت‌ها بی‌قاعده (irregular adjectives) به‌حساب می‌آیند:

good → better → best
bad → worse → worst
far → farther/further → farthest/furthest
little → less → least
many/much → more → most

صفت‌های مطلق، تفضیلی و برتر نمی‌گیرند گرچه شاید در گفتار غیررسمی شنیده شوند، اما آکادمیک نیستند:

❌ more perfect
❌ most unique

پسوند و پیشوند

پیشوند (prefix) بخشی است که به ابتدای کلمه اضافه می‌شود و معنای آن را تغییر می‌دهد یا دقیق‌تر می‌کند.

نا‌امید (نا + امید)
unhappy (un + happy)

پسوند (suffix) بخشی است که به انتهای کلمه اضافه می‌شود و معمولاً معنا یا نقش کلمه را تغییر می‌دهد.

آموزگار (آموز + گار)
happyness (happy + ness)

پسوند اشتقاقی

پسوند اشتقاقی (derivational suffix) کلمه‌ی جدید می‌سازد و معمولاً معنای کلمه یا نقش آن را عوض می‌کند.

teach → teacher (فعل ⟵ اسم)
happy → happiness (صفت⟵ اسم)
درد ⟵ دردناک (اسم ⟵ صفت)

پسوند صرفی

پسوند صرفی (inflectional suffix) کلمه‌ جدید نمی‌سازد؛ فقط شکل همان کلمه را عوض می‌کند تا اطلاعات دستوری بدهد.

book → books (جمع)
walk → walked (گذشته)
big → bigger (تفضیلی)

مفرد و جمع

اسم مفرد به یک چیز، یک نفر یا یک مفهوم اشاره می‌کند. اسم جمع زمانی استفاده می‌شود که درباره‌ بیش از یک چیز صحبت می‌کنیم. در انگلیسی معمولاً با تغییر شکل اسم می‌فهمیم که مفرد است یا جمع.

book (یک کتاب)
child کودک (یک کودک)

books (چند کتاب)
children کودکان (چند کودک)

همه قوانین جمع بستن در انگلیسی

قابل شمارش و غیرقابل‌شمارش

اسمِ قابل‌شمارش (countable noun) اسمی است که می‌توانیم آن را بشماریم و بگوییم چندتاست؛ پس مفرد و جمع دارد.

one apple / two apples
یک کتاب / دو کتاب

اسم غیرقابل‌شمارش (uncountable noun) اسمی است که نمی‌توانیم آن را جداجدا بشماریم؛ معمولاً به صورت یک توده، ماده یا مفهوم کلی دیده می‌شود و جمع نمی‌گیرد.

water (آب)
information (اطلاعات)

content-words

فهرست مطالب