پیش از آن که بتوانیم جملههای پیچیده و زیبا در زبان انگلیسی بسازیم، باید با اجزای جمله و همچنین انواع جمله در انگلیسی آشنا شویم. هر جمله انگلیسی از اجزای مشخصی تشکیل میشود که اگر جای آنها را بدانیم، نوشتن و صحبت کردن به زبان انگلیسی بسیار آسانتر خواهد شد. در این صفحه، ساختار جمله در زبان انگلیسی را از ابتدا و به زبانی ساده بررسی میکنیم؛ از جملههای کوتاه و ساده گرفته تا جملههای مرکب و پیچیدهتر. اگر تازه یادگیری انگلیسی را شروع کردهاید یا میخواهید پایههای گرامری خود را محکمتر کنید، این راهنما برای شما نوشته شده است.
اجزای اصلی جمله

(Subject · Verb · Object)
هر جمله انگلیسی حداقل به دو چیز نیاز دارد: فاعل (Subject) و فعل (Verb). فاعل کسی یا چیزی است که عمل را انجام میدهد، و فعل آن عمل را بیان میکند. بسیاری از جملهها علاوه بر این دو، مفعول (Object) هم دارند که نشان میدهد عمل روی چه چیزی انجام شده است.
She reads a book
فاعل She
فعل reads
مفعول a book
گاهی جمله هم مفعول مستقیم (Direct Object) دارد و هم مفعول غیرمستقیم (Indirect Object).
مفعول مستقیم
چیزی است که عمل مستقیماً روی آن انجام میشود.
مفعول غیرمستقیم
کسی است که آن چیز را دریافت میکند.
در جمله She gave him a book، کتاب مفعول مستقیم و him مفعول غیرمستقیم است. جمله میتواند بدون مفعول کامل باشد، اما بدون فاعل و فعل خیر.
ترتیب کلمات در جمله
(Word Order)
یکی از مهمترین ویژگیهای زبان انگلیسی این است که ترتیب کلمات اهمیت بسیار زیادی دارد. الگوی پایه به شکل S + V + O است؛ یعنی ابتدا فاعل، سپس فعل، و بعد مفعول میآید. تغییر این ترتیب معمولاً جمله را غلط یا نامفهوم میکند — برخلاف فارسی که با استفاده از «را» میتوان ترتیب را تغییر داد. این دو مثال، معنای کاملاً متفاوتی دارند:
The cat chased the dog.
The dog chased the cat.
قیدها و عبارتهای زمانی و مکانی (Adverbials) معمولاً در انتهای جمله میآیند:
She reads every morning in the library.
اما برای تأکید میتوان آنها را به ابتدای جمله منتقل کرد و بعدشان ویرگول گذاشت:
Every morning, she reads in the library.
همچنین صفتها در انگلیسی همیشه قبل از اسم میآیند:
a beautiful day، نه a day beautiful
این هم یکی دیگر از مهمترین تفاوتهای ترتیب کلمات با فارسی است.
انواع جمله از نظر کارکرد
(Sentence Types)
جملههای انگلیسی از نظر کارکرد به چهار نوع اصلی تقسیم میشوند.
جمله خبری (Declarative)
برای بیان واقعیت یا اطلاعات به کار میرود:
The sky is blue.
جمله سؤالی (Interrogative)
برای پرسیدن است:
Is the sky blue?
مهمترین نکته درباره جملههای سؤالی این است که فعل کمکی (Auxiliary) باید قبل از فاعل بیاید.
اگر جمله فعل کمکی ندارد، از do/does/did استفاده میکنیم:
She is happy.
Is she happy?
She works here.
Does she work here?
جمله امری (Imperative)
برای دستور یا درخواست استفاده میشود و فاعل آن معمولاً حذف میشود چون مخاطب مشخص است:
Close the door.
جمله تعجبی (Exclamatory)
برای بیان احساس شدید به کار میرود:
What a beautiful day!

وجه فعل
(Mood)
وجه فعل نشان میدهد که گوینده چه دیدگاهی نسبت به آنچه میگوید دارد. سه وجه اصلی وجود دارد: وجه اخباری (Indicative) برای بیان واقعیتها:
She works every day.
وجه امری (Imperative)
برای دستور و درخواست:
Please sit down.
وجه التزامی (Subjunctive)
برای موقعیتهای فرضی، آرزویی یا غیرواقعی.
وجه التزامی در انگلیسی امروزی اغلب با افعال کمکی مثل would, could, might, should بیان میشود، اما شکل کلاسیک آن هم در بعضی عبارتها دیده میشود. مهمترین نشانهاش استفاده از were به جای was بعد از تمام ضمیرها است:
If I were you, I wouldn’t do that
I wish she were here.
همچنین بعد از افعالی مثل suggest, recommend, insist ساختار that + فعل ساده به کار میرود:
I suggest that he be more careful.
تطابق فعل و فاعل
(Subject-Verb Agreement)
قانون کلی ساده است: فاعل مفرد فعل مفرد میخواهد و فاعل جمع فعل جمع. اما پیچیدگی زمانی پیش میآید که فاعل به سادگی مفرد یا جمع نیست. ضمایری مثل everyone, nobody, each, either, neither همیشه مفردند حتی اگر به نظر جمع برسند:
Everyone is ready (نه are).
اسمهای جمعی مثل team یا family هم بسته به زمینه میتوانند مفرد یا جمع تلقی شوند.
وقتی دو فاعل با or یا nor به هم وصل میشوند، فعل با فاعل نزدیکتر تطابق دارد:
Neither the students nor the teacher was late
Neither the teacher nor the students were late.
همچنین عبارتهایی مثل as well as و along with فاعل را جمع نمیکنند. فعل با فاعل اصلی (قبل از این عبارت) تطابق دارد:
The manager, along with her team, is attending the meeting.
جمله مجهول
(Passive Voice)
در جمله معلوم (Active)، فاعل عمل را انجام میدهد:
The chef cooked the meal.
در جمله مجهول (Passive)، تمرکز روی عمل یا مفعول است نه کسی که عمل را انجام داده:
The meal was cooked by the chef.
ساختار مجهول همیشه از be + past participle تشکیل میشود و زمان با تغییر شکل be مشخص میشود:
is cooked (حال)
was cooked (گذشته)
has been cooked (ماضی نقلی)
مجهول زمانی استفاده میشود که یا نمیدانیم چه کسی عمل را انجام داده، یا اهمیتی ندارد، یا میخواهیم روی مفعول تأکید کنیم. عبارت by + فاعل اصلی اختیاری است و اغلب حذف میشود:
My wallet was stolen.
در نوشتههای علمی و رسمی مجهول بسیار رایج است چون توجه را از انجامدهنده به عمل منتقل میکند.
جملههای شرطی
(Conditional Sentences)
جملههای شرطی برای بیان رابطهی شرط و نتیجه استفاده میشوند و به چهار نوع اصلی تقسیم میشوند.
شرطی نوع صفر برای حقایق عمومی و علمی:
If + present, present
If you heat water to 100°C, it boils.
شرطی نوع اول برای موقعیتهای ممکن در آینده:
If + present, will + infinitive
If it rains, I will stay home.
شرطی نوع دوم برای موقعیتهای فرضی یا بعید در حال:
If + past, would + infinitive
If I had more time, I would travel more.
شرطی نوع سوم برای صحبت دربارهی گذشتهای که میتوانست متفاوت باشد:
If + past perfect, would have + past participle
If she had studied harder, she would have passed.
علاوه بر اینها، شرطی مختلط (Mixed Conditional) هم وجود دارد که زمان بخش شرط و بخش نتیجه با هم فرق دارند. رایجترین نوع آن وقتی است که شرط دربارهی گذشته است اما نتیجه درباره حال:
If she had taken that job, she would be rich now.

جملههای موصولی
(Relative Clauses)
جمله موصولی بخشی از جمله است که یک اسم را توصیف یا توضیح میدهد و با کلماتی مثل who, which, that, whose, where, when شروع میشود. موصولی تعریفی (Defining) اطلاعات ضروری میدهد که بدون آن اسم قابل شناسایی نیست، ویرگول ندارد، و میتوان از that هم استفاده کرد:
The book that I bought yesterday is very interesting.
موصولی غیرتعریفی (Non-defining)
اطلاعات اضافی میدهد که برای شناسایی اسم لازم نیست، با ویرگول جدا میشود، و نمیتوان از that استفاده کرد:
My brother, who lives in London, called me yesterday.
نکته:
در موصولی تعریفی who/that را میتوان برای انسانها حذف کرد اگر مفعول باشند:
The man (that) I met yesterday was kind.
انواع بند
(Types of Clauses)
بند (Clause) گروهی از کلمات است که فاعل و فعل دارد. دو نوع کلی داریم:
بند مستقل (Independent Clause)
که به تنهایی جملهی کاملی است.
بند وابسته (Dependent Clause)
که به تنهایی معنای کاملی ندارد و به بند مستقل نیاز دارد.
بندهای وابسته به سه دسته تقسیم میشوند:
- بند اسمی (Noun Clause)
که نقش اسم را در جمله دارد
مثل: .I know what you did - بند صفتی (Adjective Clause)
که اسمی را توصیف میکند و همان جملهی موصولی است. - بند قیدی (Adverb Clause)
که زمان، مکان، دلیل، شرط یا تضاد را بیان میکند مثل: .She left before it raine
بندهای قیدی با حرف ربطهایی مثل because, although, when, while, unless, since, after, before شروع میشوند.
اگر بند قیدی قبل از بند اصلی بیاید، بعد از آن ویرگول میگذاریم:
Although she was tired, she kept working.
اگر بعد از بند اصلی بیاید، معمولاً ویرگول نمیخواهد:
She kept working although she was tired.
انواع جمله از نظر ساختار
(Sentence Structure Types)
از نظر ساختاری، جملههای انگلیسی به چهار دسته تقسیم میشوند.
جمله ساده (Simple Sentence)
فقط یک بند مستقل دارد:
She reads books.
جمله مرکب (Compound Sentence)
از دو یا چند بند مستقل تشکیل شده که با حرف ربطهایی مثل and, but, or, so به هم وصل شدهاند:
She reads books, and he watches movies.
جمله پیچیده (Complex Sentence)
یک بند مستقل و حداقل یک بند وابسته دارد:
She reads books because she loves learning.
جمله مرکب-پیچیده (Compound-Complex)
ترکیبی از هر دو است.
نوشتار خوب ترکیبی از هر چهار نوع است. جملههای سادهی پشت سر هم یکنواخت به نظر میرسند؛ جملههای خیلی طولانی هم سخت خوانده میشوند. تنوع در ساختار جمله یکی از نشانههای نوشتار پیشرفته در زبان انگلیسی است.
عبارتها
(Phrases)
عبارت (Phrase) گروهی از کلمات است که برخلاف بند، فاقد فاعل و فعل کامل است اما نقش مشخصی در جمله دارد. رایجترین انواع عبارتند از:
- عبارت اسمی (Noun Phrase)
the tall man with glasses - عبارت فعلی (Verb Phrase)
has been working - عبارت صفتی (Adjective Phrase)
very easy to understand - عبارت حرفاضافهای (Prepositional Phrase)
on the table / after the meeting
یک نوع خاص و بسیار پرکاربرد، عبارتهای غیرشخصی (Non-finite Phrases) هستند که با مصدر یا وجه وصفی ساخته میشوند:
To succeed, you need practice. (مصدر)
Working hard, she finished the project. (وجه وصفی حال)
Exhausted by the journey, he fell asleep. (وجه وصفی گذشته)
استفاده درست از این عبارتها نوشتار را فشردهتر و حرفهایتر میکند.
همپایگی و وابستگی
(Coordination & Subordination)
دو راه اصلی برای ترکیب ایدهها در جمله وجود دارد.
همپایگی (Coordination)
یعنی دو ایده همارز را با هم وصل کنیم — هیچکدام از دو بند به دیگری وابسته نیست. این کار با حرف ربطهای هماهنگکننده انجام میشود که با نام FANBOYS شناخته میشوند: for, and, nor, but, or, yet, so.
وابستگی (Subordination)
یعنی یک ایده را تابع ایدهی دیگر کنیم — با حرف ربطهایی مثل although, because, while, unless, since, even though.
انتخاب درست بین این دو روش نشان میدهد کدام ایده از نظر شما مهمتر است. ایده اصلی همیشه در بند مستقل میآید.
این دو مثال را با هم مقایسه کنید:
She was tired but she kept working. (هر دو ایده همارز)
Although she was tired, she kept working. (تأکید روی اینکه کار کردن ادامه داشت)
تأکید و وارونگی
(Emphasis & Inversion)
گاهی میخواهیم روی بخشی از جمله تأکید بیشتری داشته باشیم. دو ساختار رایج برای این کار وجود دارد:
It-cleft
برای تأکید روی یک عنصر خاص
It was John who broke the window. (تأکید روی جان، نه دیگران)
What-cleft
برای تأکید روی اطلاعات اصلی
What I need is more time.
این ساختارها در نوشتار رسمی و تحلیلی بسیار رایجاند.
وارونگی (Inversion)
یعنی فعل کمکی قبل از فاعل بیاید — برخلاف ترتیب معمول. بعد از عبارتهای منفی در ابتدای جمله، وارونگی اجباری است:
Never have I seen such a view
Hardly had she left when it started raining
Not only did he arrive late, but he forgot his report too.
این ساختارها در نوشتار ادبی و رسمی استفاده میشوند و بر قدرت بیان میافزایند.
جمعبندی
ساختار جمله در زبان انگلیسی یک سیستم منسجم است، نه مجموعهای از قوانین پراکنده. وقتی اجزای اصلی را بشناسید، انواع بند و جمله را درک کنید، و بدانید چطور ایدهها را به هم وصل کنید، توانایی خواندن، نوشتن و صحبت کردن شما به طرز چشمگیری بهتر میشود. هر کدام از موضوعات این صفحه خودش یک دنیای گسترده دارد — برای یادگیری عمیقتر، صفحههای تخصصی هر موضوع را دنبال کنید.
د