وقتی با زبان انگلیسی روبرو میشویم، اولین چیزی که به چشم میخورد کلمات هستند اما همه این کلمات یکسان نیستند. هر کلمه به یک دسته مشخص تعلق دارد و ویژگیهای خاص خودش را دارد. شناخت این دستهها یکی از پایهایترین مهارتهایی است که هر زبانآموز به آن نیاز دارد. کلمات در انگلیسی را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد.
- کلمات واژگانی (Content Words)
کلماتی که معنای مستقل و قابل تعریف دارند، مثل اسم، فعل، صفت و قید - کلمات دستوری (Function Words)
کلماتی که بیشتر برای انسجام و پیوند زبان به کار میروند، مثل حروف اضافه، حروف ربط و حروف تعریف
دانستن انواع کلمه (Parts of Speech) به ما کمک میکند تا بدانیم هر کلمه در جمله چه کار میکند. مثلاً آیا اسم چیزهاست (اسم)، کاری را نشان میدهد (فعل)، یا ویژگی چیزی را توضیح میدهد (صفت) و یا کلمات را به هم ربط میدهند تا معنی بیشتری بسازد. در این مقاله تمام انواع کلمه در زبان انگلیسی را یک به یک بررسی میکنیم و با مثالهای ساده با ویژگیهای هر دسته آشنا میشویم.

انواع کلمه در زبان به اسم و فعل و صفت محدود نمیشود و یک کلمه ممکن است حرف ربط، یا حرف تعریف باشد:
اسم
اسم (noun) جزء کلمات واژگانی است که به چیزی اشاره میکند که وجود دارد یا میتوان آن را تصور کرد؛ مثل آدمها، اشیا، مکانها یا مفاهیم.
🇮🇷 .کتاب روی میز است
🇬🇧 The book is on the table.
🇹🇷 Kitap masanın üstünde.
🇫🇷 Le livre est sur la table.
فعل در جمله
فعل (verb) میگوید چه کاری انجام میشود یا چه حالتی وجود دارد.
🇮🇷 .او مینویسد
🇬🇧 He writes.
🇹🇷 O yazıyor.
🇫🇷 Il écrit.
صفت برای توصیف اسم
صفت (adjective) به اسم اطلاعات اضافه میدهد و میگوید آن اسم چگونه است.
🇮🇷 .خانه بزرگ است
🇬🇧 It is a big house.
🇹🇷 Büyük bir ev.
🇫🇷 Une maison grande.
قید
قید (adverb) توضیح میدهد یک کار چگونه، چه زمانی، کجا یا با چه شدتی انجام میشود.
🇮🇷 .او آرام صحبت کرد
🇬🇧 She spoke slowly.
🇹🇷 Yavaşça konuştu.
🇫🇷 Elle a parlé lentement.
نکته
بعضی کلمات بسته به جایگاهشان در جمله میتوانند بین دستههای واژگانی جابجا بشوند:
fast:
هم صفت است (a fast car) هم قید (he runs fast)
work:
هم اسم است (the work is done) هم فعل (I work here)
ضمیر بجای اسم
ضمیر (pronoun) بهجای اسم میآید تا از تکرار آن جلوگیری شود.
🇮🇷 .او آمد
🇬🇧 She arrived.
🇹🇷 O geldi.
🇫🇷 Elle est arrivée.
نکته درباره دسته بندی ضمیر
بیشتر زبان شناسان معتقدند که ضمیر جزو کلمات دستوری (Function Words) است چون ضمیرها معنای مستقلی ندارند و معنایشان به چیزی که جایگزین آن شدهاند بستگی دارد. مثلاً کلمه “he” به تنهایی هیچ تصویر مشخصی در ذهن ایجاد نمیکند تا وقتی ندانیم منظور کیست. اما کلمه “teacher” معنای مستقل و قابل تعریفی دارد.
البته برخی زبانشناسان هم ضمیر را در یک دسته مستقل قرار میدهند، چون با سایر کلمات دستوری مثل حروف اضافه و حروف ربط هم تفاوتهایی دارد. اما در تقسیمبندی رایج و کاربردی که در آموزش زبان استفاده میشود، ضمیر جزو کلمات دستوری به حساب میآید.
حرف اضافه
حرف اضافه (preposition) کلمه دستوری بهحساب میآید و رابطه بین اسمها را نشان میدهد؛ مثل مکان، زمان یا جهت.
🇮🇷 .کتاب زیر میز است
🇬🇧 The book is under the table.
🇹🇷 Masanın altında.
🇫🇷 Le livre est sous la table.
نکته مهم اینجاست که حروف اضافه در انگلیسی قوانین کاملاً ثابتی ندارند و بخش قابل توجهی از یادگیری آنها از طریق کالوکیشن و تکرار حاصل میشود.
حرف ربط
حرف ربط (conjunction) هم خودش کلمه دستوری است که کلمهها یا جملهها و عبارتها را به هم وصل میکند.
🇮🇷 علی و سارا
🇬🇧 Ali and Sara
🇹🇷 Ali ve Sara
🇫🇷 Ali et Sara
حرف ربز دو نوع اصلی دارد:
الف) حروف ربطی همپایه (Coordinating Conjunctions)
دو عبارت همسطح را به هم متصل میکنند:
for, and, nor, but, or, yet, so
که با حرف اول هر کدام میتوان کلمه FANBOYS را ساخت
I was tired, but I finished my work.
ب) حروف ربطی وابسته (Subordinating Conjunctions)
یک جمله وابسته را به جمله اصلی متصل میکنند:
because, although, while, if, when, since, unless, …
Although it was raining, we went for a walk.
حرف تعریف
حرف تعریف (determiner/article) قبل از اسم میآید و مشخص میکند کدام اسم، چه تعداد یا چقدر است.
🇮🇷 این کتاب
🇬🇧 The book
🇹🇷 Bu kitap
🇫🇷 Le livre
قیدهای ربطی
قیدهای ربطی (Conjunctive Adverbs) کلماتی هستند که دو جمله مستقل را به هم مرتبط میکنند و رابطه منطقی بین آنها، مثل تضاد، نتیجه یا توالی، را نشان میدهند؛ مانند however، therefore، meanwhile و furthermore.
He was tired; however, he finished the project.
(.او خسته بود؛ با این حال، پروژه را تمام کرد)
She studied hard; therefore, she passed the exam.
(.او سخت درس خواند؛ در نتیجه، در امتحان قبول شد)
احساسواژه
احساسواژه (interjection) احساس یا واکنش ناگهانی گوینده را نشان میدهد. یعنی هر کلمهای که احساس، واکنش ناگهانی یا حالت گوینده را نشان بدهد، احساسواژه است مثل تعجب، درد، خوشحالی، ناراحتی، هشدار.
🇮🇷 !وای
🇬🇧 Wow!
🇹🇷 Vay!
🇫🇷 Oh !
حرف ندا
حرف ندا (vocative) نوعی احساسواژه است که برای صدا زدن یا خطاب کردن یک نفر یا چیز بهکار میرود.
توضیح
در انگلیسی، حرف ندا یک نقش دستوری مستقل مثل فارسی ندارد و بیشتر بهصورت ساخت (vocative construction) شناخته میشود، نه یک part of speech جدا.
اهمیت کلمات دستوری
۱. روانی زبان
استفاده صحیح از این کلمات باعث میشود جملات طبیعیتر و روانتر به نظر برسند و گفتار یا نوشتار به انگلیسی بومی نزدیکتر شود.
۲. درک متن
بخش قابل توجهی از متون انگلیسی را همین کلمات کوتاه تشکیل میدهند. ضعف در آنها مستقیماً بر reading comprehension تأثیر میگذارد.
۳. رایتینگ حرفهای
نوشتههای حرفهای و آکادمیک به استفاده دقیق از کلمات ربطی و حروف اضافه وابسته هستند. اشتباه در این بخش میتواند معنای کل جمله را تغییر دهد.
۴. آمادگی برای آزمونهای زبانی
در آزمونهایی مانند IELTS و TOEFL، بخشهای grammar و writing بهطور مستقیم استفاده از کلمات نقشی را ارزیابی میکنند.
کلمات نقشی اگرچه کوچک و کممعنا به نظر میرسند، اما ستون فقرات هر جمله انگلیسی هستند. تسلط بر حروف تعریف، حروف اضافه و کلمات ربطی یکی از مهمترین گامها در مسیر یادگیری زبان انگلیسی است.
یک کلمه، نقشهای متفاوت
دستهبندی کلمات بر اساس نوع کلمه (Part of Speech) نشان میدهد که یک کلمه به کدام مقوله دستوری تعلق دارد تا بتوانیم از آن کلمه در نقش مناسبی استفاده کنیم. برای مثال، اسم میتواند در جمله نقشهای مختلفی داشته باشد:
نقش فاعل
The teacher explained the lesson. (معلم توضیح داد.)
نقش مفعول
The students respected the teacher. (دانشآموزان به معلم احترام گذاشتند.)
نقش مضافالیه
The book of the teacher was old. (کتاب معلم قدیمی بود.)
در هر سه جمله، کلمه teacher یک اسم است؛ اما جایگاه و نقش آن در هر جمله متفاوت است.
این موضوع درباره سایر مقولهها نیز صدق میکند. برخی کلمات حتی میتوانند به مقولههای مختلف تعلق داشته باشند؛ بسته به اینکه در چه جایگاهی در جمله قرار گرفته باشند:
work به عنوان اسم:
.The work is finished
work به عنوان فعل:
.I work every day
بنابراین، شناخت Part of Speech تنها اولین گام در تحلیل جمله است. گام بعدی، بررسی نقش نحوی هر کلمه در ساختار جمله است؛ موضوعی که در انواع و اجزای جمله به تفصیل بررسی میشود.