متد شنیداری-گفتاری در تدریس زبان (Audio-Lingual Method) یکی از مهمترین روشهای تدریس زبان انگلیسی در قرن بیستم بود که بر پایهی تکرار، الگوگیری و تمرین ساختاری شکل گرفت. این روش به دلیل شرایط تاریخی و نیازهای آموزشی خاص، بهسرعت گسترش یافت و تا سالها بر کلاسهای زبان سلطه داشت.
خاستگاه متد شنیداری-گفتاری
این روش در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در ایالات متحده آمریکا شکل گرفت. در جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا نیاز داشت که سربازان و دیپلماتها بهسرعت زبانهای خارجی را بیاموزند. همین نیاز باعث شد که برنامهای به نام Army Specialized Training Program طراحی شود و روش شنیداری-گفتاری بهعنوان رویکردی کارآمد معرفی شود.
چه کسی ALM را معرفی کرد؟
اگرچه این روش حاصل تلاش گروهی از زبانشناسان و روانشناسان بود، اما چارلز فرایز (Charles Fries) از دانشگاه میشیگان و زبانشناسان ساختارگرا از مهمترین کسانی بودند که پایههای علمی آن را گسترش دادند. بعدها این روش در مؤسسات آموزشی و دانشگاهها بهطور گسترده به کار گرفته شد.
مبانی متد شنیداری-گفتاری
متد شنیداری-گفتاری در تدریس زبان بر اساس نظریه رفتارگرایی و اصول شرطیسازی کنشی اسکینر شکل گرفت. در این دیدگاه:
- یادگیری زبان مانند یادگیری هر رفتار دیگر، نتیجهی تکرار و تقویت مثبت است.
- زبانآموز باید جملات و ساختارها را بشنود و تکرار کند تا به مرور ملکهی ذهن شود.
- گرامر بهصورت غیرمستقیم و از طریق تمرین الگوها آموزش داده میشود.
ایرادها و نقدهای ALM
با وجود محبوبیت اولیه، این روش با انتقادهای زیادی مواجه شد:
- یادگیری طوطیوار:
زبانآموزان بیشتر جملات را حفظ میکردند تا اینکه به معنای واقعی یاد بگیرند. - کمتوجهی به مهارتهای ارتباطی:
تمرکز اصلی بر شنیدن و گفتن بود و توانایی استفاده خلاقانه از زبان کمتر تقویت میشد. - بیتوجهی به فرایندهای ذهنی:
چون بر اساس رفتارگرایی بود، نقش تفکر و درک مفهومی در یادگیری زبان نادیده گرفته میشد. - کاهش محبوبیت پس از دهه ۱۹۷۰:
با ظهور رویکرد ارتباطی، این متد بهتدریج جایگاه خود را از دست داد.
جمعبندی
متد شنیداری-گفتاری در آموزش زبان انگلیسی نقشی کلیدی در تاریخ تدریس زبان داشت و به زبانآموزان کمک کرد تا ساختارها و الگوهای زبانی را سریعتر یاد بگیرند. هرچند امروزه این روش بهتنهایی کافی نیست، اما بسیاری از تمرینهای تکراری و دیالوگمحور در کلاسهای مدرن زبان، ریشه در همین متد دارند.