در این مطلب بخشی از کتاب نقطه مشترک را میخوانید که توضیح میدهد منظور از فراگیری زبان چیست.
بسیاری از کتابهای روش تدریس زبان درباره این صحبت میکنند که چطور فرایند فراگیری زبان را آسانتر کنیم، اما آیا همه ما درباره اینکه «فراگیری» واقعاً چیست، دیدگاه مشترکی داریم؟ بدون درک روشن از آنچه میخواهیم به دست بیاوریم، بسیار دشوار خواهد بود که بفهمیم آیا بهترین مسیر را در پیش گرفتهایم یا نه. اگر کسی از شما بخواهد که «فراگیری زبان» را برایش تعریف کنید، آیا با اطمینان و بهراحتی میتوانید به او بگویید منظور از فراگیری زبان چیست؟ اگر در پاسخ دادن دچار تردید میشوید، تنها نیستید. این شبیه وقتی است که کسی از شما میخواهد «فرهنگ» یا خود «زبان» را تعریف کنید.
تعریف ساده فراگیری
سادهترین تعریف برای فراگیری زبان این است:
فرایندی عمدتاً ضمنی است که طی آن با دریافت دادههای زبانی، ارتباط بین صورت و معنا شکل میگیرد و یک نظام زبانی در ذهن ساخته میشود. به بیان ساده، فراگیری همان چیزی است که زمانی رخ میدهد که شما مشغول درک پیامها هستید.
فرایند یادگیری آگاهانه نیست
اما چرا گفتیم «عمدتاً» ضمنی؟ چون اختلاف نظر در این موضوع زیاد است و این تعریف، بهترین نقطه اشتراکی است که میتوان در دل یک بحث بسیار پیچیده با مفاهیم نظری گوناگون (مثل آگاهی، هشیاری و غیره) پیدا کرد؛ بحثی که قصد نداریم وارد جزئیاتش شویم؛ پس بهتر است موضوع را ساده نگه داریم! چیزی که باید بدانید این است که فراگیری، یک فرایند است که نمیتوان آن را بهصورت آگاهانه کنترل کرد. شما نمیتوانید صبح از خواب بیدار شوید و بگویید: «امروز زمان حال استمراری رو یاد میگیرم!» نه معلم و نه زبانآموز هیچکدام کنترل کاملی بر آنچه فراگرفته میشود یا نمیشود ندارند. در واقع، هر چیزی که بهعنوان ورودی دریافت میشود، الزاماً وارد نظام زبانی ذهن نمیشود؛ دستکم نه بهشکل فوری و قابل پیشبینی. همانطور که لایتبون و اسپادا گفتهاند:
فراگیری زبان، رویدادی نیست که در یک لحظه اتفاق بیفتد یا صرفاً بر اثر مواجهه با یک ساختار زبانی، یک درس زبان یا بازخورد تصحیحی رخ دهد.
اولویت معنا در ارتباط
دلیل اینکه همه ورودیها وارد نظام زبانی نمیشوند، این است که مغز ما نمیتواند همهچیز را بهصورت همزمان پردازش کند. اما چه چیزی پردازش میشود و چه چیزی نمیشود؟ زمانی که ارتباط برقرار میکنیم، اولویت اصلی ما معنا است. بنابراین بخشهایی از ورودی که در درک پیام به ما کمک میکنند، بیشتر احتمال دارد که پردازش شوند. و این، یک توضیح دوجملهای برای پدیدهای است که بهطرزی باورنکردنی پیچیده است!
تفاوت یادگیری و توضیح دادن
همچنین، دقت کنید که در تعریفی که از فراگیری زبان ارائه شد، چیزی درباره «یاد گرفتنِ حرف زدن»، «ارتباط برقرار کردن»، یا «تسلط یافتن به زبان» گفته نشده است؛ دلیلش هم این است که باید مراقب باشیم مفهوم «فراگیری» و مفهوم «تقویت مهارت» را با هم اشتباه نگیریم. اگر آموزش زبان را اینگونه ببینیم که: «بگذار برایت توضیح بدهم این ساختار چطور کار میکند، بعد تو تمرینش کن، حالا میتوانی از آن استفاده کنی»، در واقع انتظار داریم خروجی بدون ورودی داشته باشیم.
متن بالا بخشی از کتاب نقطه مشترک ترجمه آرش صوفیوند است.