انواع کلمه در انگلیسی شامل اسم و فعل و صفت و غیره میشود. در زبان انگلیسی، هر کلمه نقش مشخصی در جمله دارد که به این نقشها «Parts of Speech» یا «اجزای کلام» گفته میشود. شناخت انواع کلمه در انگلیسی به زبانآموز کمک میکند جمله را بهتر درک کند، درستتر جمله بسازد و خطاهای گرامری کمتری داشته باشد. در این مطلب، همهی انواع اصلی کلمات در زبان انگلیسی را به زبان ساده بررسی میکنیم.
اسم
اسم (noun) کلمهای است که برای نام بردن از انسان، حیوان، اشیا، مکانها، مفاهیم و ایدهها استفاده میشود. اسمها میتوانند ملموس باشند مثل book یا ناملموس باشند مثل freedom. نام افراد هم بهنوعی اسم بهحساب میآیند که به آن اسم خاص (proper noun) میگویند. بیشتر جملهها حداقل یک اسم دارند.
The book is on the table.
فعل
فعل (verb) کلمهای است که انجام یک کار، یک حالت یا یک اتفاق را نشان میدهد. بدون فعل، جمله کامل نمیشود. فعلها میتوانند عملی باشند (action verbs) مثل run یا حالتی باشند (state verbs) مثل be و seem.
She works every day.
صفت
صفت (adjective) کلمهای است که اسم را توصیف میکند و اطلاعات بیشتری دربارهی آن میدهد، مثل اندازه، رنگ، شکل یا کیفیت. صفت معمولاً قبل از اسم میآید.
It is a beautiful city.
قید
قید (adverb) کلمهای است که فعل، صفت یا حتی قید دیگر را توصیف میکند. قیدها معمولاً به ما میگویند کاری چگونه، چه زمانی، کجا یا با چه شدتی انجام شده است. بسیاری از قیدها در انگلیسی به -ly ختم میشوند.
He speaks slowly.
ضمیر
ضمیر (pronoun) به جای اسم میآید تا از تکرار آن جلوگیری کند. ضمیرها میتوانند به شخص، شیء یا چیزهایی که قبلاً گفته شدهاند اشاره کنند. ضمیر میتواند جایگزین فاعل شود که در این صورت به آن ضمیر فاعلی (subject pronoun) میگویند و یا جایگزین مفعول در جمله شود که به آن ضمیر مفعولی (object pronoun) میگویند.
Sara is here. She is my friend.
I have a dog and I love him!
حرف اضافه
حرف اضافه (preposition) رابطه بین کلمات را نشان میدهد، معمولاً رابطه مکانی، زمانی یا جهتی. حرف اضافه معمولاً قبل از اسم یا ضمیر میآید.
The keys are in the bag.
حرف ربط
حرف ربط (conjunction) برای وصل کردن کلمات، عبارات یا جملهها به هم استفاده میشود. بعضی از حروف ربط رایج شامل and, but, because هستند.
I wanted to go, but I was tired.
حرف تعریف
حرف تعریف (article) قبل از اسم میآید و مشخص میکند اسم مشخص است یا نامشخص. در انگلیسی سه حرف تعریف اصلی داریم: a, an و the.
I saw a dog in the park.
تعیینکننده
تعیینکنندهها (determiners) قبل از اسم میآیند و اطلاعاتی دربارهی مقدار، مالکیت یا مشخص بودن اسم میدهند. کلماتی مثل this, my, some, each در این گروه قرار میگیرند.
My house is small.
حرف ندا
حرف ندا (interjection) کلمهای است که احساسات ناگهانی مثل تعجب، خوشحالی، درد یا ناراحتی را نشان میدهد. این کلمات معمولاً مستقل از ساختار جمله هستند.
Oh! I forgot my keys.
فعل کمکی
افعال کمکی (auxiliary verbs) همراه با فعل اصلی میآیند و برای ساخت زمانها، سوالها، منفیها و حالتهای مختلف فعل استفاده میشوند. افعال کمکی رایج شامل be, have و do هستند.
She has finished her work.
فعل وجهی
افعال وجهی (modal verbs) نوعی فعل کمکی هستند که مفهوم توانایی، اجبار، احتمال، اجازه یا پیشنهاد را نشان میدهند. از جمله can, must, should و may.
You should study more.
• • •
شناخت Parts of Speech پایهی یادگیری گرامر زبان انگلیسی است. وقتی بدانیم هر کلمه چه نقشی در جمله دارد، هم در درک مطلب قویتر میشویم و هم در نوشتن و صحبت کردن دقیقتر عمل میکنیم. این آشنایی قدم اول برای ساختن جملههای درست و طبیعی در زبان انگلیسی است.
• • •