رویکرد افزایش آگاهی زبانی

آرش صوفیوند

6 نوامبر, 2022

رویکرد افزایش آگاهی زبانی چیست؟

رویکرد افزایش آگاهی زبانی در آموزش زبان (Consciousness-Raising Approach) یکی از رویکردهای نوین در تدریس زبان است که به جای تمرکز بر تکرار مکانیکی قواعد، بر افزایش توجه و آگاهی زبان‌آموز نسبت به ساختارهای زبانی تأکید دارد. در این روش، زبان‌آموز با فعالیت‌هایی مواجه می‌شود که او را به توجه به قواعد گرامری وادار می‌کند، نه اینکه این قواعد به‌طور مستقیم توسط معلم آموزش داده شوند.

چه کسی CR را مطرح کرد؟

این رویکرد در دهه‌ی ۱۹۸۰ توسط راد الیس (Rod Ellis) و ریچارد اشمیت (Richard Schmidt) مطرح و توسعه داده شد. آن‌ها با الهام از تحقیقات در حوزه‌ فراگیری دوم زبان دوم (SLA) و به‌ویژه مفهوم فرضیه توجه (Noticing Hypothesis) نشان دادند که یادگیری مؤثر زبان زمانی رخ می‌دهد که زبان‌آموزان به صورت آگاهانه به ویژگی‌های زبانی توجه کنند.

چه زمانی مطرح شد؟

این روش به‌عنوان پاسخی به محدودیت‌های روش‌های تدریس مبتی بر رویکرد ارتباطی و همچنین روش شنیداری–گفتاری شکل گرفت. در حالی که روش‌های ارتباطی بر روانی و مهارت‌های ارتباطی تأکید داشتند و گرامر را کم‌اهمیت جلوه می‌دادند، CR برای ایجاد تعادل بین ارتباط و یادگیری گرامر معرفی شد.

مزایای روش افزایش آگاهی زبانی

  • کشف فعالانه قواعد:
    زبان‌آموزان خودشان قواعد را در جریان فعالیت‌ها کشف می‌کنند، بنابراین یادگیری پایدارتر می‌شود.
  • ترکیب با رویکردهای ارتباطی:
    باعث می‌شود گرامر فراموش نشود و در کنار مهارت‌های ارتباطی تقویت گردد.
  • افزایش دقت زبانی:
    زبان‌آموزان با دقت بیشتری به ساختارها توجه می‌کنند و کمتر دچار خطاهای پایدار می‌شوند.
  • انعطاف‌پذیری بالا:
    قابل استفاده در کلاس‌های مختلف و سطوح گوناگون است.

معایب روش افزایش آگاهی زبانی

  • پیچیدگی برای زبان‌آموزان مبتدی:
    درک و کشف قواعد برای افراد در سطوح پایین دشوار است.
  • نیاز به معلم ماهر:
    طراحی فعالیت‌های CR به تجربه و مهارت بالای معلم نیاز دارد.
  • کندی در پیشرفت گفتاری:
    چون تمرکز بر آگاهی گرامری است، روانی گفتار ممکن است به‌سرعت روش‌های ارتباطی پیشرفت نکند.
  • جذابیت پایین برای برخی زبان‌آموزان:
    بعضی از یادگیرندگان ترجیح می‌دهند قواعد به صورت مستقیم و ساده بیان شوند.

چه فرقی با رویکرد شناختی دارد؟

تصور اینکه این دو رویکرد یکی هستند، معمولاً از شباهت اسمی‌شان می‌آید، نه از ماهیتشان. در واقع، هر دو در یک چارچوب کلی یادگیری زبان قرار می‌گیرند، اما تمرکز و منطق اجرایی متفاوتی دارند.

رویکرد افزایش آگاهی زبانی

در این رویکرد، هدف اصلی آن است که زبان‌آموز به‌صورت فعال به الگوها و ساختارهای زبانی توجه کند و آن‌ها را کشف نماید. نقش معلم بیشتر هدایت‌گر است تا انتقال‌دهنده مستقیم دانش.

برای مثال، به‌جای ارائه صریح یک قاعده، مجموعه‌ای از جملات به زبان‌آموز داده می‌شود تا خود او به الگوی مشترک پی ببرد. بنابراین در رویکرد افزایش آگاهی زبانی:

  • تأکید بر توجه (noticing) و کشف است.
  • یادگیری از طریق درک تدریجی و آگاهانه ساختارها صورت می‌گیرد.

رویکرد شناختی (Cognitive Approach)

در رویکرد شناختی، یادگیری زبان به‌عنوان یک فرایند ذهنی در نظر گرفته می‌شود که شامل پردازش، ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات است. قواعد معمولاً به‌صورت صریح آموزش داده می‌شوند و سپس از طریق تمرین به تثبیت می‌رسند.

در رویکرد شناختی، به‌طور مشخص:

  • تأکید بر درک آگاهانه قواعد است.
  • از تمرین برای تقویت حافظه و خودکارسازی (automatization) استفاده می‌شود.

جمع‌بندی تفاوت‌ها

  • در رویکرد افزایش آگاهی زبانی، زبان‌آموز از طریق کشف و توجه به الگوها به یادگیری می‌رسد.
  • در رویکرد شناختی، یادگیری از طریق توضیح، پردازش ذهنی و تمرین هدفمند انجام می‌شود.

نکته مهم این است که در عمل، بسیاری از معلمان زبان این دو رویکرد را به‌صورت ترکیبی به کار می‌گیرند، زیرا هر یک از آن‌ها بخشی از فرایند یادگیری مؤثر زبان را پوشش می‌دهد.

چه فرقی با Inductive دارد؟

روش افزایش آگاهی زبانی و روش استقرایی (Inductive Approach) در نگاه اول خیلی شبیه به هم به نظر می‌رسند چون در هر دو، تأکید بر کشف قواعد توسط زبان‌آموز است، اما این دو رویکرد تفاوت‌های مهمی دارند:

۱. ماهیت یادگیری

  • روش استقرایی:
    زبان‌آموزان با مشاهده مثال‌های متعدد یا در معرض قرار گرفتن اینکه افرادی در یک موقعیت و کانتکست از آن ساختار استفاده می‌کنند، خودشان قاعده را کشف می‌کنند. این کشف بخشی از فرآیند یادگیری مستقیم است.
  • روش افزایش آگاهی زبانی:
    زبان‌آموزان از طریق فعالیت‌هایی، به قواعد توجه می‌کنند و متوجه می‌شوند که زبان چه ساختاری دارد؛ اما الزاماً همان لحظه یادگیری و تسلط اتفاق نمی‌افتد. CR بیشتر بر توجه (noticing) تمرکز دارد تا یادگیری فوری.

۲. نقش معلم

  • استقرایی:
    معلم مثال‌ها را می‌دهد و زبان‌آموزان را هدایت می‌کند تا خودشان قاعده را نتیجه‌گیری کنند.
  • افزایش آگاهی زبانی:
    معلم فعالیت‌هایی طراحی می‌کند که باعث جلب آگاهی و توجه زبان‌آموزان به یک الگوی خاص می‌شود، حتی اگر آن‌ها به قاعده صریح نرسند.

۳. نتیجه نهایی

  • استقرایی:
    انتظار می‌رود زبان‌آموزان در پایان،
    خودشان قاعده را کشف کرده باشند.
  • افزایش آگاهی زبانی:
    هدف نهایی، افزایش حساسیت و دقت نسبت به ساختار زبانی است، حتی اگر قاعده به طور کامل بیان نشود یا کشف نشود.

۴. زمان یادگیری

  • رویکرد استقرایی:
    یادگیری بیشتر در همان لحظه و با کشف قاعده رخ می‌دهد.
  • افزایش آگاهی زبانی:
    یادگیری ممکن است بعدتر و به‌صورت تدریجی اتفاق بیفتد، چون ابتدا فقط توجه زبان‌آموز جلب شده است.

خلاصه ساده:

  • در روش استقرایی:
    زبان‌آموز قاعده را با دیدن مثال‌ها کشف می‌کند.
  • در افزایش آگاهی زبانی::
    زبان‌آموز به قاعده توجه می‌کند و این آگاهی بستر یادگیری بعدی را فراهم می‌کند.

جدول مقایسه روش استقرایی با CR:

ویژگی‌ها

روش افزایش آگاهی زبانی (Consciousness-Raising)

روش استقرایی (Inductive Approach)

زمان معرفی

دهه ۱۹۸۰ توسط Rod Ellis و Richard Schmidt

ریشه در روش‌های سنتی، استفاده از قرن ۱۹ به بعد

تمرکز اصلی

جلب توجه و آگاهی زبان‌آموز به ساختارها

کشف قواعد توسط زبان‌آموز از طریق مثال‌ها

نقش معلم

طراحی فعالیت‌هایی که باعث توجه زبان‌آموز شود

ارائه مثال‌ها و هدایت زبان‌آموز به کشف قاعده

نتیجه نهایی

افزایش دقت و حساسیت زبانی، یادگیری تدریجی

یادگیری مستقیم و کشف سریع‌تر قواعد

زمان یادگیری

یادگیری ممکن است به‌صورت تدریجی اتفاق بیفتد

یادگیری اغلب در همان لحظه با کشف قاعده انجام می‌شود

مناسب برای

زبان‌آموزان متوسط و پیشرفته که به دقت گرامری نیاز دارند

زبان‌آموزان همه سطوح، به‌ویژه مبتدی‌ها

مزیت اصلی

تقویت دقت زبانی و جلوگیری از خطاهای پایدار

افزایش مشارکت فعال و استقلال زبان‌آموز

عیب اصلی

ممکن است برای مبتدیان پیچیده باشد

احتمال کشف ناقص یا غلط قاعده توسط زبان‌آموز

جمع‌بندی

روش افزایش آگاهی زبانی در دهه ۱۹۸۰ توسط راد الیس و ریچارد اشمیت مطرح شد و به‌عنوان پاسخی به ضعف‌های روش‌های ارتباطی و شنیداری–گفتاری معرفی گردید. هدف اصلی آن این است که زبان‌آموزان از طریق توجه آگاهانه به ساختارها، دقت بیشتری در استفاده از زبان پیدا کنند. با وجود معایبی همچون دشواری برای مبتدیان، این روش یکی از مؤثرترین راهکارها برای تقویت دانش زبانی و گرامری به شمار می‌رود.

consciousness-raising-approach

فهرست مطالب

آخرین مقالات